سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

274

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

اگر بپذيريم قرينه استعاره بالكنايه وقتى حقيقت نبود حتما مجاز مرسل است و در تمام امثله امر همينطور بوده و غير آن نيست اعتراض اوّل لازم آمده و بايد اعتراف كنيم پس استعاره بالكنايه از تخييليّه خالى و منفك مىباشد زيرا از نظر سكّاكى استعاره تخييليّه عبارت است از تشبيه صورت وهميّه به صورت حسيّه حال اگر قرينه استعاره بالكنايه مجاز مرسل بود ديگر تخييل نيست زيرا صورت وهميّه‌اى كه به معناى اصلى تشبيه شده باشد در بين نيست و وقتى تخييليّه تحقّق نداشت لازم مىآيد استعاره بالكنايه بدون استعاره تخييليّه محقّق باشد و حال آنكه مصنّف اين معنا را قبلا مردود و باطل دانسته و بر بطلانش ادّعاى اتّفاق نمود . قوله : و يمكن الجواب : يعنى و يمكن الجواب عن قوله : و لو سلّم يعود الاعتراض الاوّل و حاصل اين جواب آنست كه : قبول نداريم تحقّق استعاره بالكنايه بدون تخييليّه از نظر سكّاكى محذور و اشكال باشد بلكه وى به اين معنا ملتزم و معترف است . قوله : بان المراد : يعنى مراد سكّاكى . قوله : ان التّخييليّة لا توجد بدونها : يعنى استعاره تخييليّه تنها مورد اينحكم است كه بدون مكنى عنها يافت نميشود ولى مكنى عنها بدون تخييليّه تحقّق مىيابد . قوله : فيما شاع من كلام الفصحاء : اشاره است به جواب از سؤال مقدّر به اين شرح : چگونه بگوئيم كه استعاره تخييليّه بدون مكنى عنها يافت نميشود با اينكه در [ اظفار المنيّة ] يافت شده ؟ حاصل جواب اينستكه :